GooGle Search:
      

 

 

 
 

اطلاعات در دنیای امروز

ارزش اطلاعات چيست؟


اطلاعات،عنصري ازتجارت شده است.درزمانهاي پيش تر،كاميابي مبتني برمعيارهايي چون مال و ثروت،منابع فيزيكي،نگارش،غذا،آتش يا جان پناه بود.امروزه،افراد و حرفه هاي موفق و كامياب،آنهايي هستند كه اطلاعات را تحت كنترل دارند: توسعه،دسترسي،تحليل وارائه اطلاعات.ما دوران خودرا به عنوان "عصراطلاعات" منتسب مي كنيم.ما به خريد و فروش اطلاعات،دست مي زنيم،گاهي به وسيله پول و گاهي آن را بااطلاعات ديگرمبادله مي كنيم.اطلاعات،به عنوان عنصري ازتجارت،يك كالاست؛ولي به طوركلي،نظريه هاي اقتصادي و حسابداري پذيرفته شده درباره اطلاعات وجود ندارد.
چارچوب‌هاي فراواني وجود دارند كه ما تلاش مي كنيم كه اطلاعات را درقالب آنها،ازنظربگذرانيم و تعريف كنيم،كوششهاي متنوعي براي سنجش اطلاعات صورت مي گيرد،تصميم گيري درمورد اينكه چه نوع ارزشي دارد و تشخيص اينكه چقدرباارزش است؟مثلارشته هايي چون اقتصاد،حسابداري،جامعه شناسي و علوم رفتاري اطلاعات،بلاتكليفي و ترديد را كاهش مي دهد و آن را برحسب نرخهاي معامله مبتني برعرضه و تقاض مي سنجند.انديشه حسابداران درباره هزينه ها وسودمنديها( بدهكاريها و بستانكاريها) است،حال آنكه دل مشغولي جامعه شناسان،سودمندبودن اطلاعات براي توده مردم است.رفتارشناسان،تغييرات،معرفت و رفتاري را كه اطلاعات به دنبال دارد مطالعه مي كنند.واضح است كه ارزشگذاري اطلاعات،يك جريان سرراست و تك مرحله نيست.
اطلاعات،قبل ازارزشمند شدن براي هركس،ازميان مراحل بسياري ميگذرد. مدتها قبل ازاينكه كسي تشخيص دهد كه آن اطلاعات است.ابتدا دريك حالت پنهان و درانتظارچشم اندازصحيح،موجوديت پيدا ميكند.بعد ما درمي يابيم كه داده هاي خام و سازمان نيافته،ممكن است براي پاره اي موارد به كارآيند.ما آنرا گردآوري،سازماندهي،تحليل مي كنيم و نتايجي را ازآن دريافت مي داريم.
هم اطلاعات و هم نتايج ما مي توانند مورد گفتگو قرارگيرند.فقط وقتي اطلاعات،درك شده است كه ما بتوانيم برآن ارزش بگذاريم و به آن پاسخ دهيم و واكنش نشان دهيم.
تعريفي ازارزش واقعي اطلاعات،فقط دراين مرحله پاياني مي تواند مطرح شود.اطلاعات به خودي خود فاقد ارزش است؛ارزش اطلاعات ازدركش و كاربردبعدي و آينده آن مشتق مي شود.قبل ازاين مرحله آخري،نمي توانيم بيش ازآنچه كه ازتخمين ارزش اطلاعات انتظارمي رود دربرداشته باشد،كاري كنيم.جامعه،فقط محصول و نتيجه اطلاعات را ارزش مي نهد.


اطلاعات به عنوان كالا
تجارت،اطلاعات را به عنوان يك كالا درنظرمي گيرد و مالكيت آن را درحكم يك دارايي درنظرمي گيرد.اقتصاددانان،تمايل دارند كه با اطلاعات به شيوه اي يكسان،همانند دارايي هاي فيزيكي برخورد كنند.با اين وجود،هيچ رشته دانشگاهي،الگوي پذيرفته شده اي را براي چنان برخوردي به ما ارائه نداده است،هرچند كه دراين باره،شباهتها فراوان هستند.
اطلاعات براي برخي حوزه ها،درروش مشابهي همچون سايردارايي ها و سرمايه هاي سازمانها،مي تواند ارزش گذاري و قيمت گذاري شود و درگزارشهاي مالي آنها وارد گردد.اطلاعات،به عنوان صورت موجودي،مراحل ارزش افزوده موادخام(رويدادها يا فرآيندها براي سنجش)،كاربراي جريان (اطلاعات براي توسعه)،كالاهاي تكميل شده(اطلاعات قابل فروش) را طي مي كند.گردآوري و ارائه اطلاعات به سرمايه گذاري كلان و كارانساني نيازمند است.دركنارهزينه برداربودن فراهم آوري،هزينه برداربودن اطلاعات براي مديريت را هم بايد درنظرگرفت.همانند دارايي هاي فيزيكي،اطلاعات قبل ازاينكه بتواند توزيع گردد با بازرسي كنترل كيفيت روبرومي شود.اطلاعات،همانند سياهه فيزيكي،تابع شرايط درست به موقع است. با وانهادن اطلاعات به خودي خودش،ارزش آن ممكن است كه ازبين برود.
درهرمرحله يا سطح ازاطلاعات،فروشندگان و مشتريان ويژه اي وجود دارند.جستجوگران اطلاعات ممكن است هزينه بيشتري بپردازند و فراهم آورندگان اطلاعات ممكن است تخفيف بدهند؛چرا كه آنها ميان سطوح و گوناگوني هاي تراكنش هاي اطلاعات،تفاوتي را قائل نمي شوند.اين امر،ناشي ازمشكلاتي است كه درشناسايي و سنجش اطلاعات وجود دارد.


اطلاعات و نظام قيمت گذاري
جوزف استيگليتز[1]،به عقيده اقتصاد دانان اوايل قرن 20،ارجاع مي دهد كه نظام قيمت گذاري غيرمتمركز منجربه تخصيص مؤثرمنابع مي شد.استيگليتز ميگويد: “جاي اميدواري بود، همان ابزاري كه بينش‌هايي را نسبت به ساير شاخه‌هاي اقتصاد فراهم آورده بود،دراقتصاد اطلاعات بكار رفت.”درحقيقت ازنظراستيگليتز،نظام قيمت گذاري،يك الگوي رضايتبخش براي اقتصاد نيست،چون مسائل اطلاعات را تبيين نمي كند،به طوري كه اطلاعات را ازسايركالاهاي فيزيكي متفاوت سازد.
جان پري بارلو[2]، كه به تجارت اطلاعات ارجاع مي دهد،پيش نويس طرحي ازروشهاي غيرپولي را آماده كرد كه جامعه، ارزش اطلاعات را تعيين ميكند.بارلو به طوركلي مي گويد،هرچقدركه اطلاعات مانوس ترشود،ارزش آن افزايش مي يابد،برعكس كالاهاي فيزيكي كه هرچقدرنادرو كمياب شوند،بيشترارزشمند هستند.گاهي اوقات،كميابي،ارزش اطلاعات را افزايش ميدهد؛مثلا همچون وقتي صاحب يك راز،ازدانستن آن سود مي برد.دراين نمونه ها،تنظيم وقت به همان ميزان زياد،تعيين كننده ارزش است كه خود اطلاعات.كسي كه ازنظرزمان توليد شده به اطلاعات نزديكترين است،كسي است كه ازاجراي آن سود مي برد.اطلاعات،همچنانكه فاصله ميان شكل و كاربردش افزايش مي يابد،ارزشمندي كمتر و ارتباط كمتري پيدا مي كند.بارلو،همچنين خاطرنشان مي سازد كه ارزشي را كه براطلاعات مينهيم،تحت تاثير شهرت واعتبار و ديدگاه فراهم آورنده قرارمي گيرد.ما به انديشه هاي افرادي كه آنها را به عنوان متخصص پذيرفته ايم،ارزش مينهيم و نيزبراي آن افرادي كه به ماراه درك و مشاهده جهان را همزمان كه برايمان اطلاعات فراهم مي سازند، مي فروشند،ارزش قائل هستيم.
سنجش ارزش اطلاعات منطبق برنظام قيمتگذاري،بسياردشواراست.ويژگيهاي اطلاعات،آن را هم شبيه و هم بي شباهت به سياهه برداري فيزيكي مي نمايد:
· اطلاعات،ضرورتا يك كالاي صنعتي نيست.
· اطلاعات،گاهي مي تواند باارزش اندك يا بدون هزينه توليد شود.
· هرمقوله ازاطلاعات،ازيكديگرمتفاوت مي باشد.اگراين اختلاف وجود نداشته باشد،اطلاعات تازه اي هم وجود نخواهد داشت.محصول مشابه،مكررا مي تواند ازمغازه مشابه خريداري شود،اما اطلاعاتي كه يك بارفراهم يا فروخته شد، نمي تواند مجددا خريداري شود؛چون خريدار،اكنون آنرا مي داند.
· اطلاعات،ممكن است مبادله شود؛اما مبادله ضروري نيست.دريافت اطلاعات مي تواند يك تجربه تماما شخصي و فردي باشد و اطلاعات هنگامي كه شخصي با يك محيط منحصرا غيرانساني درتماس باشد،ميتواند درتماس باشد.
· اطلاعات،ضرورتا كمياب نيست؛تصور مي شود كه اطلاعات خوب تجزيه شده،خوب ارائه شده و خوب اشاعه شده هميشه دردسترس نمي باشد.
· اطلاعات،غيررقابتي است.اطلاعات مي تواند به وسيله يك شخص مصرف شود و با اين وجود براي سايرين بدون هزينه اضافي فراهم شود.
· اطلاعات مي تواند اثرات متعدد و چندگانه اي داشته باشد،يعني يا مثبت باشد يا منفي، گاهي به صورت همزمان اين اثررا مي گذارد.
· اطلاعات،براي موضوعات مختلف، هم مي تواند متوازن باشد و هم غيرمتوازن و گاهي به صورت همزمان،هردوحالت، باشد.
· اطلاعات،ممكن است دردسترس باشد،اما جايي كه مورد نيازاست فراهم نباشد واطلاعات فراهم شده هميشه به گونه اي مؤثراستفاده نمي شود.
· چنان چيزي به عنوان اطلاعات مطلق وجود ندارد كه بتوان آن را ارائه دادوازكل موجوديت آن بتوان استفاده مؤثرنمود،جنبه هاي كاربردي داشته باشد،دردانسته هاي مورد لزوم ازآن استفاده شود.
· اطلاعات ممكن است نه عيني باشد و نه ذهني، يا همزمان هردوباهم باشد.
· برخلاف اشياء مادي كه موجوديتي ندارند،اطلاعات مي تواندبه صورت بخش شده باشد.
· اطلاعات درمجموع مي تواند صحيح باشد يا غلط،تااندازه اي صحيح باشد يا غلط،يا نه صحيح باشد نه غلط.
· اطلاعات،هم يك كالاي عمومي و هم يك كالاي شخصي مناسب است.مصرف اطلاعاتي يك شخص،ضرورتا مقدارموجوداطلاعات را براي ديگران كم نمي كند و قيمت آن يا ارزش آن كاهش نمي يابد.
· اطلاعات،برخلاف اشياء،نمي تواند موجوديتي جدازارزش داشته باشد.

نظركتابداران درباره اطلاعات
كتابداران،خودشان را به عنوان متخصصان اطلاعاتي مي نگرند. نگرش آنها به اطلاعات چگونه است؟ درگذشته،كتابداران بيشتر خودشان را باارتباطات يا مرحله انتقالي پردازش اطلاعات مشغول كرده‌اند.ديگران، گردآوري و سازماندهي اطلاعات را صورت مي دهند؛مثلا-نويسندگان،هنرمندان و ناشران.كتابداران اين محتواي گردآوري شده را ارائه مي دهند و آن را دردسترس قرارمي دهند.ماداميكه يك كتابدار بايد ازمحتوا آگاه باشد،بداند چيست و كجا يافت مي شود،دلمشغولي عمده او با ارائه محتواست نه با توليد آن.
درحال حاضر،كتابداران مشتاقانه به قالبي كه اطلاعات درآن نمايان مي شود و ابزار و وسايل ارائه آن،علاقه‌مند مي شوند.بسياري ازسمينارها و مقالات مجلات كتابداري برويژگيها و نقاط بارز قالبهاي چاپي دربرابرنوع الكترونيكي تمركزمي كنند،يا درباره تعهدهاي تجاري،همچون واسطه هاي محتوايي كه ترس كتابداران ممكن است ازتخطي آنان به حريم شخصي و قابل توجه كتابداران است.
درمنابع علوم كتابداري،بحثهاي فراواني درزمينه ارزش افزوده خدمات اطلاعاتي وجود دارد.هم كتابداران و هم مراجعه كنندگان به آنها،نگران عرضه بيش ازتقاضاي اطلاعات شده اند،مي پرسند كه چگونه داده هاي بي ارزش و غيرضروري رادرجستجوبراي محتواي مخصوص خود بايد حذف كرد.براي كاربران كتابخانه،موانع واقعي جهت دسترسي،تجزيه و تحليل و كاربرد اطلاعات وجوددارد و كتابداران هرگاه كه موانع دسترسي به اطلاعات را كاهش دهند،به ارزش آن مي‌افزايند. ارزش، درسهولت يافتن خاص ترين و كامل ترين منبع اطلاعاتي و درسهولت تماس و ارتباطات با اطلاعات، افزوده ميشود.ارزش،همچنين،درسهولت تجزيه و پردازش اطلاعات و درتسهيل كاربردآن اضافه مي شود.مشاوره ها با تمامي صنوف مي رساند كه همگي به خوبي اين نكته را مي دانند و آشكاراست براي مشاهده اينكه جامعه ما برفراهم آوري راه حلهاي جامع و كليدي جقدرارزش مي نهد.
براي تمام نگراني آنها براي فراهم آوري دسترسي به اطلاعات،ارائه خدمات مناسب به كاربران و ارزش افزوده، با توجه به اين واقعيت كه تعيين كميت او ارزش‌گذاري اطلاعات هنوز درهرروش قابل اندازه گيري امكانپذير نيست كتابداران از آن منع مي شوند.هرعنصراز "دسته اطلاعات"نيازمند محاسبه خود آن است:فراهم آوري اطلاعات،ارائه اطلاعات،تجزيه و تحليل اطلاعات و نظايرآن. چه رابطه اي ميان هزينه مصرفي و تحميل شده درگردآوري اطلاعات و ارزش آن اطلاعات مي باشد؟ اين يك پرسش پردردسربراي كتابداران است. آنها بايدبراي توجيه افزايش هزينه ها جهت نمايندگيهاي مالي شان،درفقدان يك طرح معنادار جهت سنجش ارزش اطلاعات براي آينده برنامه ريزي نمايند.


تشبيهات جديد براي اطلاعات
استيگليتز به مطالعات بازاريابي خود درسالهاي 1976 و 1980 كه با سانفورد جي.گراسمن[3] انجام داد،استناد مي كند.اين مطالعات نشان داد كه “اگر اطلاعات ارزشمند است،بايد مقدارمتعادلي ازعدم توازن وجود داشته باشد.اختلافهاي مبرم و مزمن بين قيمتها و ارزشهاي اساسي كه محركهايي را براي اشخاص جهت به دست آوردن اطلاعات،فراهم مي آورد.”استيگليتز و گراسمن،نتيجه گرفتند كه “فقط اطلاعاتي كه مي توانست به گونه اي مؤثرتوزيع شود،اطلاعات بي ارزش بود.”
آيا ارجاع استيگليتز به اطلاعات بي ارزش دلالت براين دارد كه تعيين كيفيت اطلاعات به لحاظ پولي، ضرورت ندارد و ممكن نيست.اطلاعات،فقط يكي ازچيزهاي غيرمادي و غيرفيزيكي بسيار،كه مابرآن ارزش مي نهيم،نيست.آيا نيازما به سنجيدن اطلاعات به دلار،بيشتر ازنيازبه سنجش رضايتمندي براي "خود ابرازي"[4] و "خود اجرايي"[5] مي باشد؟
درگذشته،تلاشهاي جامعه براي تعيين يك ارزش دلاري براي اطلاعات و دانش،نتايج ناجوري را به بارآورده است.درزندگي دانشگاهي،شهرت يك محقق بستگي به ميزان ارزش فهم دانش او دارد.جامعه به حرفه‌ايهايي همچون پزشكان و وكلا،به خاطرتخصصشان پول بسيارزيادي مي پردازد.اما،رفتاريكنواخت و كليشه اي هنرمند يا موسيقيدان ضعيف، به دليل ضعف الگوها و ايده هاي ارزشي است.درچه مرحله يا سطحي،آراء و اطلاعات به راستي براي ما ارزشمند مي باشد؟آيا رضايتمندي ازپردازش انحصاري اطلاعات، به خودي خود كافي است؟ آيا اقتصاد اطلاعات براي تجارت و شيوه زندگي ما،آنقدراساسي و اصلي شده است كه مجبورباشيم راهي براي برابرگرفتن انديشه ها و عقايد با پول نقد بيابيم؟يااينكه،آيا يك خيزش درنظام قيمت ما،نيازي را براي يك پايه تازه جهت بازرگاني و تجارت دلالت مي كند؟
كتابداران،ماهيت به هم مرتبط دانش را،راههاي فراواني كه اطلاعات توليد شده دريك رشته دانشگاهي بارشته ديگرادغام مي شود،ديرزماني است كه تاييد كرده اند.نسبت به يافتن شباهتها براي ارزشگذاري اطلاعات درزمينه هاي تجارت،اقتصاد و حسابداري، متخصصان اطلاعاتي توانستند ازديگرالگوها،تعابيري را شكل دهند.مثلا،اطلاعات مي تواند با جريانهاي تحول و دگرگوني همراه شود:
· اطلاعات،همواره درگردش است.اطلاعات به عنوان رسانه تبادل،محتواي تبادل و سازوكارارزشگذاري تبادل،عمل مي كند.
· تناقص ها،نشان ازعدم وجودحالت ايستايي موازنه و سكون دارد.آنها زماني رخ مي دهند كه گردش اطلاعات،متوقف و مسدود مي شود.
· اطلاعات،اشاعه،جذب و به كاربرده مي شود،به شيوه اي كه بتواند با استفاده تركيبي ازمنابع غني اطلاعاتي،پيوند داشته باشد.
· درست هنگامي كه بيشترين دگرگوني ها كه دريك سطح سلولي به وقوع مي پيوندد،يكپارچگي اطلاعاتي مي تواند فقط به عنوان يك پديده منحصربه فردروي دهد.
· اطلاعات،درسطوح مجزا دريك پيشرفت گام به گام،درست همچون سطوح انرژي درون يك جريان مولكولي ازانرژي بالاتردرمراحل مجزا،كامل يا دريافت مي شود.
· اطلاعات،دارايي لاينفك ساختاراست.برخي اطلاعات،پايا و ثابت هستند؛درحاليكه برخي اطلاعات،بي ثبات هستند.برخي ازاطلاعات بي ثبات،ضرورت دارد كه به سطوح عالي يكپارچگي و پيچيدگي برسند.
· سطوح عالي اطلاعات،يعني يكپارچگي گسترده تراطلاعات،باخودش قدرت گسترده ترو بزرگتري مي آورد،دوره هاي طولاني ترثبات و پايداري و دورنماهاي درك و فهم، مي آورد.
پول،وسيله اي براي مبادله است،راهي براي سنجش نيازها و خواسته ها،موقعيت چشم داشتهاي اجتماعي،كميابي و بي نيازي،كميت و كيفيت،سودمندي و رضايتمندي و غيره.با اين حال،نظام قيمت گذاري،يك نظام انبوه و به هم پيوسته است.ما نمي توانيم به سهولت،ارزش را درسطح منفرد،تعيين كنيم.آشكاراست كه قيمت،به ندرت با ارزش ذاتي برابري مي كند.شايد ارزش،به صورت ريشه اي،يك ساختارمعنوي داشته باشد.آيا پول،بهترين جانشين براي ارزش است؟ آيا اطلاعات،خودش بهتر ميتواندارزش را ارائه دهد؟اطلاعات،مفهومي فراترو گسترده ترازپول و مسائل مادي دربرمي گيرد.آيا اطلاعات مي تواند سيستم نويني ازداد و ستد،يك اقتصاد حقيقي را رواج بدهد؟

نوشته:آدري فنر

رئيس بخش فراهم آوري كتابخانه جكسون دانشگاه گرينسبوروكاروليناي شمالي

ترجمه: اميررضا اصنافي
 

صفحه اصلی          درباره ما          نقشه سایت           تماس با ما

   Copyright 2008 By Deep Golden Recovery Corporation                              کلیه حقوق این سایت متعلق به شركت بازیابی طلائی ژرف میباشد